دیدن نیمه پر لیوان…

« سخنگوی وزارت امور خارجه در گفتگو با العالم درباره موضع مخالف برخي كشورهاي عضو شوراي امنيت در قبال اين قطعنامه اظهار داشت: اقدام برخي كشورهاي بزرگ مانند تركيه و برزيل و لبنان، ثابت كرد كه ديگر آن دوراني كه آمريكا آراء و ديدگاههايش را بر كشورها تحميل مي‌كند، گذشته است. »

این یعنی دیدن نیمه پر لیوان.

-  هر چند که این لیوانی که ما دیدیم، همش خالی بود.

- و اما اینکه « دوراني كه آمريكا آراء و ديدگاههايش را بر كشورها تحميل مي‌كند، گذشته است». این یکی کاملا منطقی. مطمئنن تمام رای دهندگان فارغ از فشار آمریکا، رای خودشون رو تو صندوق اندختن (چه مثبتی ها، چه ممتنع و چه مخالف ها)

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , | 2 دیدگاه

ایرانی های اهل حرف و گفتگو !

به این جملات دقت کنید.

مربی کشتی: یادگیری کشتی نیازمند عشق، علاقه و انگیزه است.

آقای وزیر: این طرح به احتمال صد در صد با موفقیت انجام می گیرد.

مبلغ دینی: در اســلام تاکید جدی، صریح و موکد بر احترام به والدین شده است.

مدیر سازمان: شما باید تمام تلاش، همت، کوشش و سعی خود را در جهت انجام امورات محوله به کار گیرید.

آنچه که در بالا به عنوان نمونه آوردم، ظرف امروز و دیروز یا شنیده ام و یا خوانده ام. شما با اندکی دقت نمونه های جالب تری را نیز خواهید یافت.

ما ایرانیها، در طول قرون نشان داده ایم که اهل حرف هستیم. البته نه هر حرفی، بلکه زیاد، کلفت و قلبمه حرف زدن.

::::::::::::::::::::::::::

از آنجا که ممکن هست بعضی دوستان دقیقا متوجه منظورم نشوند (چیز که این روزها مد شده است) لذا:

در جمله اول آیا استفاده از سه کلمه مشابه «عشق، علاقه و انگیزه» واجب بود؟؟

در جمله دوم، اگر موردی صد در صد باشد، دیگر احتمال نیست، بلکه اطمینان است.

در جمله سوم، فقط هدف بزرگ کردن جمله نبوده است؟؟ تاکید جدی؟؟ آیا تاکید شوخی هم داریم؟؟ متصورم  این همه کلمه قلمبه « تاکید جدی، صریح و موکد»  تنها در جهت نشان دادن توانایی های صاحب سخن بوده است.

در جمله چهارم، بازهم، ازدیاد جملات «تلاش، همت، کوشش و سعی» .

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , | 2 دیدگاه

ما، اعراب و ترکها

ما ایرانی ها:

در تمام سالهای پس از انقلاب، جمهوری اسلامی ایران در هر شرایطی چه مادی و چه معنوی از حقوق ملت فلسطین حمایت کرده است. گاها شدت این جانبداری به حدی رسیده که بسیاری را گلایه است که آیا مصلحت فلسطین بر مصلحت خودمان مقدم و واجب تر است؟ در تمام این سالهــا اسرائیل را ملتی غاصب نامیدیم. انرژی و منابع فراوانی در این سالــها صرف مبارزه با اسرائیل نمودیم. ورزشکاران ما در رقابتهای ورزشی از رویارویی با ورزشکاران اسرائیلی امتناع ورزیده و از دور مسابقات حذف می گردند. هر جمعه اخر ماه رمضان با شکم گرسنه به خروش در می آییم و ندای حمایت از ملت فلسطین سر می دهیم. کالاهای اسرائیلی را تحریم می کنیم و هر شبانه روز، در هر رسانه، اولین تیتر خبریمان را به پیگیری رویدادهای فلسطین و لبنان پرداختیم. ده ها نماهنگ و فیلم کوتاه و بلند علیه اسرائیل و دفاع از ملت فلسطین و لبنان ساختیم. ما را به تحویل ســلاح و موشک به گروههای فلسطینی و لبنانی متهم می کنند و رئیس جمهورمان، با گفتن جملاتی چون نابودی اسرائیل از صحنه روزگار، دقیقا در شرایط حاد بحث انرژی هسته ای، تمام رشته را پنبه می کند. سید حسن خمینی را پسر نوح می خوانیم که با بدان بنشست و خاندان نبوتش گم شد و سیدحسن نصرالله را که حالا دیگر فرزند امام خطاب می کنیم. خلاصه، این سی و یک سال زندگیمان، ثانیه به ثانیه اش بوی فلسطین و لبنان و اسرائیل را می دهد.

این ترکــها:

اما همین کنارها، کشور همسایه ( ترکیه) سالهاست که دوست و متحد درجه اول اسرائیل در منطقه بوده است. بارها و بارها سعی در پیشبرد جریان صلح خاورمیانه داشته که به اعتقاد ما بزرگترین خیانت به فلسطینیان است. مانورهای مشترک نظامی با اسرائیل برگزار می کند و حتی اجازه تحصیل در دانشگاه های ترکیه را به دانشجویان مسلمان و محجبه ترک نمی دهد.

آن اعــراب:

پرچم کشورمان را در عـــراق به آتش می کشند. دولت نوپای عراق، خسارت جنگ را نداده، خسارت چاه های نفت فکه را طلب می کند.

عربستان برای ایجاد ناامنی در کشورمان میلیون میلیون به گروهکهای تروریستی بودجه می دهد.

امارات، با سرمایه ایرانی ها، بهشت می سازد و تمنای جزایر سه گانه را دارد!!

دولت یمن، ما را متهم به ایجاد آشوب و ناامنی می کند.

کویت، دست دوستی می دهد و از پشت خلیج فارس را به نام عرب سند شش دانگ می زند.

مصـر که سایه ما را با تیر می زند.

اردن که جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی شناسد.

سوریه، حکایت دوستی خاله خرسه و بشار اسد که می گوید: «جمهوری اسلامی ایران از گفتگو و صلح بین سوریه و اسرائیل حمایت می کند»

و فلسطین و لبنان، که سالهاست برایشان خون دل و روده خورده ایم. با یک کاروان آزادی، فرزندانشان را اردوغان می نامند و البته، صد حیف که نام سردار بزرگی چون محمود، که هیچ گاه بر پسری فلسطینی مزین نمی گردد.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , , | 2 دیدگاه

دانشجو: با دانشجویان بد حجاب برخورد فیزیکی نمی کنیم (+ دستور العمل 6 گانه)

آقایی که صرفا به خاطر تشابه اسمی، وزارت علوم را سند منگوله دار زده، دیروز پریروز عنوان نمودند که با دانشجویان بد حجاب برخورد فیزیکی نمی کنیم.اما از آنجا که دانشگاه یک محیط علمی پویاست، لذا از روشهای علمی دیگری چون  شیمیایی، رایانه ای، ریاضیاتی، ادبیاتی، ورزشی و هسته ای با خاطیان برخورد خواهد شد.

هنوز دستورالعمل دقیقی در این خصوص ارائه نشده،اما منابع مطلع از تدوین دستورالعمل شش گانه ای توسط تیم کارشناسی حرفه ای (با مدرک علمی متعبردولتی) خبر دادند که قسمتی از آن به نظر شما مخاطبان عزیز می رسد.

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , | 6 دیدگاه

موزه زنان تاسیس می شود

با کمال مسرت  مایلم به اطلاع کچل هایی که کلاه پشمی سرشون گذاشتن (عین خودم) برسانم که بالاخره تعداد خانمهایی که در طول 3000 سال اخیر فسیل شدن به حد نصاب رسید و نهایتا تصمیم گرفته شد که این تعداد فسیل نایاب رو در یک موزه تحت عنوان «موزه تخصصی زنان» به نمایش بگذارند.

لازمه به اطلاع آن دسته از مخاطبین محترم که متوجه اهمیت موضوع نشدن برسانم، سن کلهم خانمها هیچ گاه از یه حد تجاوز نمی کنه. برای مثال خانم خودم، یه پنج، شش سالی هست که عقربه سنش روی 22 گیر کرده. دخترم که دیگه نوبره و هر وقت ازش می پرسم چند سالته، می گه » تو سال» یعنی 2 سال.

حالا با این اوضاع و شرایط، به نظرتون پیدا کردن یه تعداد محدود خانم که قبول کنن بزارنشون توی موزه، موفقیتی در حد غنی سازی اورانیم نیست؟؟

این هم لینک خبر

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , | 4 دیدگاه

خرمشهر را خدا آزاد کرد، اما آبادانیش چه ؟؟

و این روزهاست که کوچه و محله پر شده از نوای «محمد نبودی ببینی». پلاکاردها و شعارهایی که بر در و دیوارهای شهر نقش بسته و سالروز آزادی خرمشهر را گرامی می دارند، فضا را رنگین کرده است.هر کسی به نحوی از آنروزها می گوید. هر رسانه ای به هر نحوی از آن سلحشوریها یاد می کند و از اینکه «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»

به خواندن ادامه دهید

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , | 3 دیدگاه

برائت از مجرمین

در راستای سیاست « همه گناهکار و مجرمند مگر اینکه خلاف آن اثبات شود»، از همین ابتدای شروع به نوشتار اعلام می دارم، این بلوط کوهی هیچ گونه وابستگی حزبی مزبی به هیچ فرد حقیقی و حقوقی نداشته و هیچ وقت هم از نقاشی و رنگ سبز و زرد و اینها خوشم نیومده و نخواهد اومدددد.

همچنین اضافه می نمایم که در خصوص یارانه های نقدی، هیچ ادعایی دراین خصوص ندارم و از همین الان انصراف خودم رو از دریافت یارانه چه مادیش و چه معنویش اعلام می دارم. لطفا اگه اون ته تها، چیزی موند بین بلوطهای لبنان و فلسطین تقسیم کنید.

در خصوص حجاب که این روزها همه رو دارن سوار تویوتا و ون می کنن، اعلام می دارم، اینجانب از همان بدو تولد حجابم را رعایت کردم، باور نمی فرمایید عسکمو اینجا می زارم.

توجه لازم را مبذول بفرمایید، اینی که سر این حقیره، روسریه. فکر نکنین سر من هم کلاه گذاشتن (عین خودتون)

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , | ۱ دیدگاه